یادداشت ها

یاداشت های اجتماعی - حرفه ای دکتر حمید پورشریفی

مدیر سایت
/ دسته بندی ها: یادداشت

حادثه تلخ قطار تبریز - مشهد: نگاهی متفاوت

 روز جمعه پنجم آذرماه، خبر حادثه تلخ قطار تبریز مشهد، دل هر شنونده و به ویژه  بینندگان صحنه های دلخراش این حادثه دردناک را به درد آورد. تجسم آنچه در حین حادثه رخ داده است؛ وقوع ناگهانی یک برخورد شدید، آتش سوزی و بسته شدن درهای قطار، بسیار تروماتیک و غیرقابل تحمل است.

همه، اعم از مسئولین و رسانه­ها، بر تعداد افرادی که درگذشته  و یا مجروح شده اند متمرکز شده اند. متاسفانه آسیب فراتر از این است و حتی آنهایی که مجروح هم نشده اند و تنها شاهد این رخداد بوده اند در صورتی که خدمات روانشناختی لازم را دریافت نکنند احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از ضربه (PTSD) را دارند؛ زخمی که دیده نخواهد شد و در صورت عدم توجه تخصصی به آن، سال­ها این افراد را اذیت خواهد کرد.

 

مجموع مصاحبه­ ها و گزارش ­ها گویای اتفاق نظر در خصوص دلیل اصلی حادثه است: خطای انسانی.

 

بی­شک دیر یا زود، مسئولین مستقیم حادثه محاکمه می شوند، و بعد از مدتی این پرونده ی تلخ بسته می شود.

 و این در حالی است که:

اول اینکه، در کشور عزیزمان، حادثه برخورد قطار، تنها محصول خطاهای انسانی در مرگ یکباره و تدریجی انسان ها نیست و

دوم اینکه، برای کاهش و به حداقل رساندن عامل اصلی این رخدادها، یعنی خطای انسانی، به نظر می رسد برخوردی ریشه ای انجام نمی شود.

 

برخی از عوامل موثر بر خطاهای انسانی به ویژه در رخدادهایی مثل حادثه برخورد قطار عبارتند از:

-         عدم یا بهره گیری ناکافی از ارزیابی­های روانشناختی طی فرایند جذب کارکنان

-         فقدان و یا ناکافی بودن آموزش های ضمن خدمت برای افزایش کارآمدی کارکنان

-         فقدان و یا ناکافی بودن کنترل کیفیت و پایش های فرایندی

-         ناکافی بودن مهارت های روانشناختی کارکنان در زمینه هایی مثل: مهارت مقابله با استرس و هیجان های منفی، مهارت تصمیم گیری و حل مساله به ویژه در شرایط بحرانی

 

مسئول ارجمند، نماینده محترم مجلس؛

از خود بپرسید که: « برای پیشگیری از رخداد چنین وقایعی، تا چه حد مسئولانه و در حد کفایت، به امر پیشگیری و  آموزش تمرکز داشته ام؟»

 

شهروند گرامی؛

هر کدام از ماها نقش هایی داریم که گاهی مستقیم و گاهی غیر مستقیم، نتیجه اقدامات و تصمیم هایمان اگر نگوییم با جان انسان ها و حداقل با کیفیت زندگی انسان ها گره خورده است.

از خود بپرسیم که: «تا چه حد به حقوق دیگران فکر می کنم و در مقابل دیگران احساس مسئولیت می کنم؟»

 

همه ما در مقابل رنج و درد انسان ها مسئولیم. بی شک هرچه حوزه عمل مرتبط تر و اختیارات زیاد باشد، مسئولیت بیشتری متوجه افراد خواهد بود.

 

فردا دیر است. همین امروز دوربین را به سمت خود برگردانیم و مسئولانه عمل کنیم.

 

دکتر حمید پورشریفی

دانشیار روانشناسی سلامت

هشتم آذرماه 1395

@DrPoursharifi

https://telegram.me/DrPoursharifi

مطلب قبلی آنچه لازم است روانشناسان به رسانه ها آموزش دهند و خود بیش از دیگران آن را رعایت کنند.
مطلب بعدی 10 دلیل مخالفان و 10 دلیل موافقان جابجایی روانشناسی بالینی و سلامت از وزارت علوم به وزارت بهداشت
چاپ
180 به این مطلب امتیاز دهید:
هیچ امتیازی موجود نیست

دیدگاه خود را درج فرمایید

افزودن دیدگاه

x