یاداشت های اجتماعی - حرفه ای دکتر حمید پورشریفی

مدیر سایت
/ دسته بندی ها: یادداشت

روانشناسانِ خویشتن دار موثرترند؛ از بزرگواری های پیش کسوتان بیاموزیم.

 دو ماه پیش دقیقا در چنین روزی، زنده یاد دکتر علی شریعتمداری با جامعه علمی کشور وداع کردند و آرام گرفتند.

در همان روز، 20 دیماه، خاطره ای از ایشان به خاطرم آمد، خواستم آن را بنویسم، گفتم بهتر است ابتدا اساتیدی که ایشان را بیشتر می شناسند قلم بزنند ولی هرچقدر منتظر بودم نوشته های مدنظرم را نیافتم شاید هم جستجوی من کافی نبود.

 

خاطره من بر می گردد به سال 1382، که تازه قانون تشکیل سازمان نظام روانشناسی و مشاوره در مجلس شورای اسلامی تصویب شده بود و قرار بود اولین انتخابات شورای مرکزی و هیات بازررسان سازمان نظام برگزار شود.

انجمن روانشناسی ایران که چهارمین هیات مدیره، آن را سرپرستی می کرد قرار بود فهرست داوطلبان مورد حمایت را تعیین کند. ریاست هیات مدیره انجمن در آن زمان بر عهده زنده یاد دکتر علی شریعتمداری بود.

در جلسه هیات مدیره، فهرست روانشناسان و مشاورانی که انجمن می تواند از داوطلبی آنها حمایت کند مطرح شد. یکی از این اسامی، خود جناب آقای دکتر شریعتمداری بود که اعضای هیات مدیره ابتدا و به اتفاق نظر ایشان را مطرح کردند. من که جوانترین عضو هیات مدیره بودم و به زعم خودم به چهارچوب هایی معتقد بودم به خود جرات دادم و با یک موضع ناموافق، از شخص دکتر شریعتمداری پرسیدم که شما دکتری تان روانشناسی است یا education؟ و تاکید کردم که صرفا روانشناسان و مشاوران می توانند کاندیدای شورای مرکزی سازمان نظام شوند.

ایشان که صاحب آثار علمی برجسته ای در روانشناسی بودند و کتابهایی نظیر روانشناسی تربیتی داشتند که بارها و بارها چاپ شده بود، ایشان که همان زمان دانشجویان دکتری زیادی را در روانشناسی تربیت می کردند و در کنار آثار علمی برجسته شان، از تجارب اجرایی مهم دیگری نظیر  وزیری آموزش و پرورش، ریاست دانشگاه و عضویت در شورای انقلاب فرهنگی برخوردار بودند، ایشان به من که صرفا یک مربی دانشگاه و یک دانشجوی دکتری بودم و چه به لحاظ علمی و چه از منظر های دیگر، فرسنگ ها با ایشان فاصله داشتم نه نگاه از بالا به پایین و ناارزنده ساز داشتند و نه هیچ واکنش منفی، و بی آنکه به سئوال من جواب دهند رو به اعضای محترم هیات مدیره کردند و با چهره­ای کاملا مثبت گفتند که داوطلب انتخابات نیستند.

هر چقدر زمان بیشتر گذشت تازه متوجه این شدم که سئوال سنگینی را پرسیده ام و منتظر بودم که در موقعیتی ایشان به من مستقیم یا غیرمستقیم به نوعی نشان دهند که چه جایگاه علمی بالایی دارند و منتظر بودم جایی در رویدادی واکنشی منفی نشان دهند. نه تنها چنین روزی هرگز نرسید بلکه شواهد عکس زیادی پیش آمد که با بزرگواری تمام، به حرف ها و نظراتم گوش می دادند و اگر قدم مثبتی بر می داشتم از آن به گرمی استقبال می کردند. ایشان هیچ وقت نخواستند به من نشان دهند که چه فرد مهمی هستند در حالی که بودند و با خویشتنداری کامل و بی آنکه حرفی بزنند در عمل معلم من شدند و نقش یک روانشناس موثر را برای من داشتند. ایشان در عمل خویشتنداری و بزرگواری را آموختند.

اینک که 14 سال از آن تاریخ گذشته است و بر تجارب علمی و اجرایی ام افزوده شده است حتی همین الان با وضعیت سال 1382 زنده یاد دکتر شریعتمداری بازهم فرسنگ ها فاصله دارم. گاهی از خودم این سئوال را می پرسم که اگر من یا دیگر استادان همین الان با چنین پرسش­ها یا واکنش هایی از نسل جوان مواجه شویم تا چه حد قادر هستیم اینچنین بزرگوارانه برخورد کنیم؟

امیدوارم بتوانیم از این بزرگواری ها بیآموزیم و آن را به نسل جوان منتقل کنیم.

 

 

دکتر حمید پورشریفی

دانشیار روانشناسی سلامت

20 اسفند ماه 1395

@DrPoursharifi

https://telegram.me/DrPoursharifi

مطلب قبلی بهترین¬ها در انتظار حرفه عزیزمان خواهد بود اگر هر کسی مسئولانه به وظیفه خود عمل کند
مطلب بعدی از روز ملی روانشناس و مشاور تا روز جهانی روانشناسی: گفته ها و ناگفته ها
چاپ
379 به این مطلب امتیاز دهید:
هیچ امتیازی موجود نیست

دیدگاه خود را درج فرمایید

افزودن دیدگاه

x